غزل و نوشته هایش

یکی همیشه وقت نصیحت هاش بهم می گفت:        

وقتی حرفی می خوای بزنی فکر کن ببین :

 ضرورت داره؟

حقیقت داره؟

محبت داره؟

اگه ضرورت داشت

حقیقت داشت

اما

محبت نداشت

هرگز نگو!!!!.......

 

از صبح نشستم پای TV دارم خیر سرم حرفای این (رئیس کنکور) رو گوش می دم. امروز صبح بابام رفته دفترچه ی انتخاب رشته رو از پست گرفته. البته دفترچه که نمیشه گفت خودش کتاب رمانه .منه خوشبختم باید کلشو بخونم. خدا میدونه کی قراره این کابووس تموم شه. دارم خل می شم. یاد حرف داداشم افتادم که هر وقت اینو میگم میگه نترس، بادمجون بم آفت نداره. آدم وقتی چنین خانواده ای داره واقعأ نیازی به دشمنم هست؟؟؟.مامیم هی گیر میده نشین پای این وبلاگت. بجاش انتخاب رشته کن.ولی خودمونیما کو گوش شنوا.بی خیال، خودتو(منظورم خودمو بود،آخه آیینه جلومه) عشقه...

 

راستی میدونی فرق من با توپ چیه؟؟ توپو باید شوت کرد تا گل بشه اما من خودم گلم

حالا می دونی فرق تو با توپ چیه؟؟؟ توپو باید شوت کرد اما تو خودت شوتی!!!

نظر یادت نره...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٤ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس