غزل و نوشته هایش

سلام.

شکنجه آور ترین تابلویی که تو دنیا دیدی چیه؟؟؟؟؟

به نظر من عکس زیره:

.

.

میگم ، نقش چیه؟؟

خوردنیه؟

پوشیدنیه؟

تو جیب جا میشه؟ اگه آره ابعاد جیب چقدره؟

تو چه نقشی داری بازی می کنی؟ نقش چی؟کی؟چه طوری؟اصلا مگه نقش رو هم بازی می کنن؟

چند نوع نقش داریم:

١) نقش قالی:

دیگه خدایی اینو همه می دونن چیه..

٢) نقش اجتماعی:

نقش اجتماعی خیلی وسیعه. از سوپور محل گرفته تا آدم مهم ها نقش اجتماعی دارن. حتی بیکار ها و الاف های محل هم نقش اجتماعی دارن و مثلآ اگه ١ روز نباشن هم چهره ی شهر عوض می شه و هم ملتی تیکه نمی شنون.و این نشون دهنده ی نقش مهمشونه.

٣) نقش فرهنگی:

تو فرهنگ بی فرهنگی یه نقش در پیتم به شما دادن و کلی برای خودتون خوشحالید که نقش دارید و تو کار فرهنگید.

٣) نقش تأثیر گذاری داشتن:

مثلآ به فرض محال شما یه کار خوبی کردید و یکی از دور دیده و خدایی نکرده دور از جونش ازتون یاد گرفته. اونوقت شما برای اولین بار تو عمرتون نقش تآثیر گذار داشتین.

۴) نقش بازیگری:

مثلآ یارو بازی گره نقش کروکدیل رو بازی کرده.

۵) نقش سنگ قبر:

مثلآ میگن برای اون میته سنگ قبر انداختن. نقش سنگ قبرش رو قشنگ زده سنگ بره.( استاد مثال زدنم)

۶) نقش سفال.

٧) نقش نقاشی:

٨) یا اون نقش رو که سیاوش میگه نقش یه دریچه رو رو میله ی قفس بکش و اینا

٩) و..

خیلی زیادن.یکم دقت کنید میبینید. ولی چیزی که ما با شنیدن اسم نقش یادمون میاد فرق داره با این.

ما نقش رو مثل یه نقاب می دونیم.که همیشه و حتی تو خواب هم داریمش.

نقشی که با شحصیت درونیمون زمین تا آسمون فرق داره. برامونم عادیه.

مثلآ ما تو یه محیطی بزرگ شدیم که حرف زدنا لاتی و بیشترشون چرته.حالا وارد یه محیطی شدی که همه با شخصیتآ و تو هم باید اونطوری باشی. از این به بعد این میشه نقش زندگیت که تو صبح که می خوای وارد اون محیط بشی مرتب و درست لباس می پوشی.حرف زدنتو درست می کنی و خلاصه میشی یه آدم دیگه.شب که بر می گردی خونتون میشی همون آدم اول.این نقش بازی کردنه و یه نمونه ی بزرگش.

حالا به دور و برت و آدم های اطرافت توجه کن.

کیا دارن نقش بازی می کنن.چه نقشی؟ خودت هم جزء اونایی؟؟

شاید به راحتی می شه گفت از ١٠ نفر آدمای اطرافت ٩ تا و نیمشون دارن نقش بازی می کنن.اصلآ خود تو.چرا می خوای الکی جلوی مامان بابات نقش آدم خوبه رو بازی کنی در صورتی که انقدر ٧ خطی که خودتم بعضی موقع ها میمونی چقدر خالی بستیو فیلم اومدی براشون.یا چرا جلوی دوستات نقش پترس فداکار رو بازی می کنی در صورتی که پشتشون عین شمر میمونی؟

حالا این همه حرف زدیم و این همه مورد گفتیم.همه رو ول کن حواستو بیار این جا:

من می خوام از شخصیت عالم و برجسته ی خودم بگم..

١. تو زندگیه جاریم نقش غزل رو بازی می کنم

٢. تو دانشگاه نقش دختر درس خون و نیمه مثبت رو بین قریبه ها و نقش گند غزل رو بین دویتام بازی کی کنم.

٣. تو خونه نقش غزل بانوی مثبت.بچه ی خلف مامان بابامودارم

۴. پیش داداشام نقش خواهر حرف گوش کن و مهربونو اینا رو دارم.

۵. پیش فامیل نقش غزل جدی و مثبت و عالم فریخته ی رو دارم یه چیز در حد آویزون از بینیه فیل

۶. اون زمان که بچه ی بدی بودم ( نه که الان نیستم) جلوی x ها نقش یه آدمی که هیچی براش مهم نیست و فقط تو کار الاف کردن ملت و خندیدن بهشونه. که البته استثنا هم داشت.

7. الان که بچه ی خوبیم تو نقش آدم درست و جدی هستم.

این ها از نظر خودم بود. حالا از نظر بقیه:

1- از نظر مامانم: یه دختر تنبل و مشکوک که همیشه همچیو آماده می خواد و همه الافه اونن.( دروغه.من خیلی هم بچه ی صاف و ساده اییم.)

2- از نظر بابا: یه دختر تنبل که هر چی بهش میگی غر می زنه و انجام میده و 5 مترم زبون داره و با زبونش هرچی بهش میگی درسته تحویلت میده ( ع.چرا شایعه می کنی. من زبونم کجا بوده؟؟)

3- از نظر داداش کوچیکه: هر چقدرم خودتو بگیری و به خودت برسی بری بیرون فرقی به حالت نمی کنه.چون هرکی بیاد خاستگاریت و بفهمه ترو از نونه خشکی خریدیم در میره.نمی تونی با این فیلم بازی کردنا از واقعیت در بری. (گریه)

4- از نظر داداش بزرگه: به جای این چرت و پرت نوشتنا بشین درستو بخون.( خوب چرا می زنی؟)

5- از نظر زهرای شماره ی 1: نقش یه دختر ملوس رو بازی می کنی که هیشکی نشناستت فکر می کنه یه کاره ای هستی. از دور که شخصیت خبیثت معلوم نیست خیلی ادمو جذب می کنی ولی بعد فراریمون میدی.

6- از نظر زهرای شماره ی 3: گوله ی اعتماد به نفس که به کسی رو نمیدی ولی ارتباط اجتماعیت خیلی بالاست.خیلی هم چاپلوسی برای استاد ها( من فقط باهاشون محترمانه رفتار می کنم.)

7- از نظر زهرای شماره ی 2: خیلی سریع می تونی تغییر شخصیت بدی و کاملآ مطابق نطر یه نفر نقش بازی کنی طوری که جذبت بشه.( حالا پته هاموبریز رو آب). یا مثلآ استاد عوض کردن جو و موضوع حرف زدنی.طوری که خودمونم میمونیم این همه حرف جدید ر و موضوعشو از کجا آوردی.

8- موج : دروغ گوی ماهری هستی.طوری که حتی کسی هم که واقعیتو می دونه به دونسته هاش شک میکنه.خیلی هم راحت و تمیز روی کارات ماله کشی می کنی.در عین حال می تونی با چند نفر چند جور مختلف باشی و می تونی با 1 نفر هم در آن واحد چند شخصیت متفاوت باشی.جوری که بعضی اوقات اصلآ نمی شناسمت و کاملآ غیر قابل پیش بینی..( البته بودم.الان دیگه ترک کردم.خیلی وقته که دیگه دروغ نمی گم)

9- دختر خاله: الکی خوشی و با کوچیکترین چیز ها انقدر زوق می کنی که آدم فکر می کنه چقدر بزرگ بوده.ولی تو واقعیت چیزی رو بروز نمی دی.پس اینم یه جور نقشه.

10- آوا: وقتی کسی نگات می کنه فکر می کنه خیلی آروم و مظلوم و ملوسی ولی درواقع خیلی پرو و بی ادب و چشم white و دریده هستی. من بیشتره فحش هایی که من بلدم رو از تو یاد گرفتم.

11- نیما: به نظرم تویه آدم شاد باید باشی که تویه خونه خیلی هواشو دارن و در کل بچه ی باحالی هستی از اون دخترا نیستی که زود ناراحت بشی جنبت بالاست فقط یک مشکل داری یاد نداری با بزرگترت چجوری صحبت کنی.

 12- محمد: خب ببین من واقعیتو نمیدونم اما شخصیت مجازیت یک دختر فوق العاده پر انرژی و پر شور و گاهی اوقات خیلی احساسی. بعدش مثه همه ی دخترها  گاهی دنبال ناز کشیدن از این و اون . و یک دختر فوق العاده مهربون و گاهی اوقات لوس وننر. همیشه که نه اما بعضی موقع ها حرص آدمو در میاری یعنی یک کاری میکنی دوست دارم بیام خفت کنم.(این ها چیزیه که نشون می دم ولی شخصیت واقعیم خیلی هاشون این نیست.پس می شه نقش... البته حساب می شه هاا..)

13- زمستان: به نظرم تو خیلی بی ریا هستی این نشون دهنده ی صداقته. من این طور افراد را دوست دارم. من تفاوتی احساس نمی کنم. تو همونی هستی که هستی.من می گم تو یه آدم صاف و ساده و خاکی هستی( اینو از آوا بپرسید.تنها شاهدمه که می دونه من چنین آدمی نیستم.اینم یه نقشه.یه جور نقش زندگی)

از بقیه وقت نشد بپرسم.ولی دوست دارم ابعاد دیگه ی شخصیت غزل رو از دید بقیه هم بدونم.این چیز ها نیاز به شناخت زیاد نداره. اگه چیزی به ذهنت می رسه بگو. ( فقط اگه بد باشه بعدآ حساب میشه.) 

قبول دارم این زندگی همش نقش بازی کردن و بازیه. فقط این رو یادت نره که نقشی رو بازی نکن که هم زندگیتو نابود کنه و هم تو رو به یه عنوان یه آدم ٢ رو و دروغ گو بشناسنت.

 

خوب اینم عکس 2 تا از یچه هاست:

سمت چپیه محمده و سمت راستیه نیماست( گفتم درست جواب سوالامو بده وگرنه حساب میشه) شیطان

خوش باشید...

غزل «=

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٢ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس