غزل و نوشته هایش

نمی نویسم برای درد و دل.نمی نویسم برای دلسوزی.نمی نویسم برای همراهی.فقط فقط می نویسم تا خالی شم.تا آروم شم.تا بتونم این جمله رو تکرار کنم:

این نیز بگذرد.

ممنون که بازم اومدی پیشم. تا دوباره تنها نباشم. خیلی وقت پیش از خودم رونده بودمت.جلوی ریختنتو گرفته بودم.چند وقته که بهت احتیاج داشتم ولی باهام نبودی.خیلی وقت بود که تو تنهایی هام همراهیم نمی کردی. آرومم.خیلی.با این که سرم داره از درد می ترکه و چشمام دیگه از سوزش گذشته و درد می کنه. با این که تازه این شروع یه جنگ اعصابه ولی آرومم.نمی دونم باید تشکر کنم یا شکایت. ولی الانم رو، حس خوبم رو ، واقعآ دوست دارم. امروز حس می کردم از همه چیز بدم میاد از همه چیز. حتی بوی خوب چای هم حالمو به هم زد.از همه متنفر شدم.با یه تلنگر اشکم سرازیر شد. در اتاقمو قفل کردم و فقط زار زدم. همین.بدون هیچ دلیلی. شاید به قول خانوادم بچه بازی ولی اینش مهم نبود.مهم این بود که عقده های چند ماهم آروم شد. یادته آخرین بار کی این طوری شدم و کی همراهیم کردی.چقدر سختم بود اون موقع و چقدر لذت بخش بود امروزم.چند سالی بود حتی ١ لحظه هم تنهام نذاشته بودی.از کجا اومد این همه بی معرفتی که ١ ماه سنگم کرده بودی؟؟ کاش ...

 

چقدر خوبه الان.آرامشم.خیلی وقته حرف های ته ته دلمو فقطه فقط به تو می گم.چرا نمی تونستم تو این چند وقته بگم.داشتم دق می کردم.الان حتی نمی تونم ١ ساعت رو انقدر شاد باشم که فراموش کنم .فقط تو می تونی مثل یه کوه بی صدا و آروم، آرومم کنی.ولی این بار با گذشته یه فرق بزرگ داشت که وقتی یادش می افتادم بیشتر درد می کشیدم و بیشتر زار می زدم. نبودی چطور تحمل می کردم.

 

دیگه تنهام نذار. هیچ وقت. قول می دم قدرتو بدونم.

غزل

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٧ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط غزل نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس