غزل و نوشته هایش

این عکسه رو ببینید...

 

اخییی.نازی.چقدر دلم می خواد روی این صدف ها پابرهنه راه برم و از درد کف پام کیف کنم.یا دنبال بازی کنم.یادش بخیر.امروز زدم تو نخ یادش بخیر...

یادش بخیر.قبلآ هاا انقدر این آهنگ رو گوش می دادم که رسمآ دهن خودمو باهاش صاف می کردم. یادمه اردیبهشت ماه امسال بود.تو یه روز راحت بیشتر از ١٠٠ بار گوش کردمش.انقدر که مامانم اومد مجبورم کرد آهنگ رو عوض کنم.منم تا ٢ روز پیش دیگه گوش نکردمش.

اینم همون این آهنگه ی کذایی       موزیک غزلی

اگه بدونید چقدر آپ امروزم علمیه.الان با یه دستم دارم فیزیک حل می کم .با یه دستم دارم تایپ می کنم.خوبه ٨ تا دست و پا ندارم.وگرنه چقدر فعالیتم بالا می رفت هاا.

دیروز برای خودم برنامه درسی ریختم خیر سرم از امروز اجرا کنم.امروزم یه مشکلی پیش اومد برنامم پرید.موندم تو کف درس های خودخوانم. بدبختی اینه که هیچی دیف و فیز یادم نمیاد.اصلآ انگار نه انگار من این ها رو خوندم.

بعدشم چند وقته ذهنم خیلی شلوغه.می خواستم از درجه ی پروفسوری استعفا بدم.نشد.

اه انقدر آهنگ گوش کردم سرم داره می ترکه.ولی مهم موضوعمه:

یه عکس پیدا کردم که جزء آلبوم های خصوصیه ١ نفر بود.کلی هم التماس کرد این رو نذارم تا کسی به ذاتشون پی نبره.البته عکس چند تا از بچه هاست که با هم انداختن.راستش در مورد مکانش بین علما اختلاف نظر شدیده ولی من نمی گم تا گمراه نشید.فقط من خودم پشت دوربین بودم و متآسفانه گل سر سبدشون بینشون تو عکس نبود.فقط این جزء اسرار محرمانست.فاش نشه لطفآ.توضیحات بیتر رو رو عکی می دم:

خوب حالا میریم سر بررسی عکس:

شخص سمت  چون از همه خوش تیپ تره آواست.البته زمان قبل از میلاد.م.چون اون موقع آرایشگاه در دسترس نبوده( به خاطر شب بخیر دیشبت و حرف های دیروزت.آدم شدی شیطان)

اون سیبیل سفیده  شخص خاص آواست.خوب چون کنار هم وایسادن و خیلی به هم میان.( اینم تلافیه کارای آوا شیطان)

این جلوییه نینا جووونه( نه خصومت داشتم و نه خوش تیپ تر از اون پیدا کردم.نزنید هااانگران)

اون با کلاسه که ریش داره سیاه.وسط و پشت وایساده پوریا یا همون نسکافست( عقده داشتم. شرمنده وگرنه اگه خودم پشت دوربین نبودم می گفتم خودمم)

اینی که جلو وایساده نصف صورتش استتاره نیماست.خواسته بینیه تابلوش تو عکس نیوفته.عکسای الانش همش روتوشیه.تازه اون موقع گفتم که آرایشگاه نبوده.خواستم تاکید کنم.( دیگه به من نگو خالی فسور. به خاطر همه ی اذیت هات.موندم کودومو بگم.حقته شیطان)قهقهه قهقهه

اون عینکیه اگه گفتید کیه؟؟؟مثلآ عینک زده شناسایی نشه و خوشتیپ معلوم شه.باور کن فکر کنید می فهمید.همون عینک کذایی...

آفرین.این دکتر محمد خودمونه.قهقهه.ببینید همه عوض شدن و پیشرفت کردن ولی این یکی همون جوریه قهقهه( یادته دیشب دنبال بحث علمی بودی؟؟یادته بهم گفتی غزل بیشتر زندگیه داغون تر؟؟؟حقته.گفتم جبران میشه شیطان)

خوب میریم سر نفر بعدی.

سمت چپیه ووری جونه.نگاش کنید چقدر خوش تیپه قهقهه.اگه گفتین از کجا شناختمش؟؟؟ از لبخندش چون تازه جیغ زده بود و خوشحال بود قهقهه

اگه دقت کنید یکی پشت سر سمت راست محمد هست که خیلی رو گرفته.اون آرزوه. خواسته شناخته نشه رفته اون پشت.آخه خجالت می کشیده به بقیه( میدونید که کیو می گم) عکس بندازه قهقهه

یکیم  پشت سر شخص خاص آوا جا موند.همون نصفه هه.اون حبیب خانه. از خجالتش نیومده جلو.( یادته تو مسابقه ی روز دختر ازم بردی؟؟؟حقته.شیطان )قهقهه

خوب اینم یه عکس افشا شده بود. فقط خواهشآ نگید کار من بوده هااا.

یه چیز دیگه.من به هیچ عنوان با این اشخاص خصومت شخصی نداشتم( تابلو بود نداشتم دیگه.) و هرگونه اتهام و تلافی و خط و نشونی رو به شدت تکذیب می کنم.

مورد بعدی اینه که اون هایی که ادعای پسر بودن دارن هااا اولش این جوری بودن.ببینید.باشد که عبرت بگیرید..

و مورد اخر: بچه ها  اگه من سر به نیست شدم بدونید کار یکی از این افراده.می کشن منو فردا.اگه تحدید کردن شاهد باشید هااا.حلالم کنید...

بچه هاا من هنوز آرزو دارم.بذارید وصیت کنم بعد.الان نمی گم تا نکشیدمشیطان

خوب دیگه من برم سر درس هام.فیز در انتظارمه.آهنگه رو گوش کنید حتمآ.خوشگله.نبودم به ..

بدرود تا روز وصیت..

شیطان پروفسور غزل شیطان

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٥ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس