غزل و نوشته هایش

سلام، بعد از این که وبلاگ قبلیم رو حذف کردم اینو ساختم تا احساسم رو درباره ی اتفاقای دورم بگم.........دارم دیوونه میشم. همین الان جواب کنکورم رو گرفتم. باورم نمیشه نتیجه ی این همه زحمتو ۱ سال سختی شده ۱۷۰۰۰ . دارم دق می کنم. همه داغونن.من بد تر از همه. تنها حرفی که همش تو ذهنم میاد اینه: خداحافظ معماری...... آخه با این رتبه تو تهران نمی تونم قبول شم. روم نمیشه حتی از دوستام بپرسم چند شدن.احساس مرگ می کنم.مسافرت ۳روزم به شمال که دیشب برگشتم به معنی واقعی کوفتم شد.همه ی فامیلامون سیریش شدن بدونن چند شدم. سر کوفتا و فخر فروشی ها شروع شد. یکی از پسرای فامیلمون که به زور مامانش سعی داره باهام رقابت کنه شده ۱۴۰۰۰ اما من...... وای.....زندگیم شده جهنم. گلی کاشتم که واقعأ توش موندم.کاش می تونستم بزارم  سال دیگه ولی نه می تونم و نه جرئتشو دارم و نه امیدوارم..کاش قیامت کنکور هیچ وقت نمی رسید..

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٠ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس